خاطره خانم کاظمی و خاندان معظم شمیرانی !

خانم کاظمی معلم کلاس سوم دبستان مان که همیشه چهره اش با یه بینی دراز و قد کوتاهش تو ذهنم تداعی می شه بعضی وقت ها با کتاب می زد توی سر بچه تنبل های کلاس و می گفت: " بدبخت! اگر درس نخونی آخرش یه بچه بالاشهری می ره یه کارخونه می زنه با پول باباش و تو اونوقت می ری مجبور می شی بری براش حمالی کنی" !

چند وقت قبل یکی از دوستان مایه دار ما با تفاخر خاصی تو کارت عروسیش نوشته بود :به مجلس ما که از "خاندان های معظم شمیران" هستیم تشریف بیاورید!

حالا همین رفیق مایه دار معظم شمیرانی که از حال و روز این روزهای من باخبر شده "تعارف شمیرانی" زده که اگر مشکل دفتر داری یه جا بگیرم بیای توش کار کنی!

ناخودآگاه یاد حرف های خانم کاظمی افتادم!

/ 6 نظر / 12 بازدید
امید

سلام خوبی تو که بچه درس خون بودی چرا شکسته نفسی می کنی مجید جان[گل]

مصطفی

سلام نگفته بودی رفیق مایع دار داری لابد از بس با این بچه پولدارها گشتی دیگه به ما سر نمیزنی .راستی خانم کاظمی خونشون همون حوالی خودتونه اگه بفهمه پشت سرش چی گفتی حالت جا میاره

مجید

سلام مجید جان دلبندم عرض تبریک بابت راه اندازی وبلاگ

م مسیحا

سلام ما شما رو به عنوان یه امام صادقی لینک کردیم پس به ما یه سر بزنید دانشجویان حقوق دانشگاه امام صادق (ع) پ.خ

علی

سلام حال و روز این روزای شما چطوریه؟[نیشخند] ما هم میتونیم براتون کاری کنیم[لبخند]